تبليغاتX
کمپین یک میلیون امضا در اراک

در جهت اهداف کمپین یک میلیون امضا (تغییرقوانین تبعیض آمیز)

درباره وبلاگ
لوگو ها

پیوندهای روزانه
پیوندها

تغییر برای برابری (آدرس جدید)
 تغییر برای برابری
 زنان ایران
 هستیا اندیش
 زنستان
 میدان زنان
 کانون زنان ایرانی
 تریبون فمینیستی ایران
 فمینیسم فور لایف
 انجمن روانشناسی زنان
 انجمن طرفداران آزادی زنان
 کمیته زنان آسیا
 اکثریت فمینیست
 آزادی بیان فمینیست‌ها
 گفتگوی مستقل زنان
 زندگی زنان تحت قوانین اسلام
 فمنیست ها
 شهرزاد نیوز
 مجله زنان
 خبرگزاری زنان ایران
 پيگيري سانسور زنان
 مرکز اطلاعات و آمار زنان
 معرفی زنان موفق ایران
 انتخاب زنان
 زنان صلح
 شبکه سراسری همکاری زنان ايرانی
 زنان فاتحان فردا
 زنان مریوان
 کارزار زنان
 شبکه زنان کار آفرین
 زنان هشت مارس
 موسسه مطالعات و تحقیقات زنان
 شیر زنان
 جامعه حمایت زنان
 حقوق زنان
 زنان و فناوری اطلاعات
 هواداران حرکت جهانی زنان
 انجمن زنان پژوهشگر تاریخ
 محمع زنان اصلاح طلب
 ما زنان
 جامعه زنان انقلاب اسلامی ایران
 شبکه ارتباطي سازمانهاي غيردولتي زنان
 شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران
 پايگاه جامع زنان ایران
 مدرسه فمينيستي
 

Powered By
BLOGFA.COM

برای آزادی مريم حسين خواه و جلوه جواهری

گزارشگران بدون مرز: برای آزادی مريم حسين خواه و جلوه جواهری امضا کنيد

در ايران دو وب نگار فمينيست در زندان بسر مي برند.

گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام کرده است :

"دولت ايران در پي تنبيه نويسندگان مقالاتي ست که از سياست های تبعيض آميز آن انتقاد مي کنند و با تحت فشار نهادن مدافعان حقوق زنان، که برای بهرمند شدن از حقوق برابر در قوانين اساسي جمهوری اسلامي تلاش مي کنند، مي خواهد به فعاليت سايت هايي چون تغيير برای برابری پايان دهد، امری که نقض فاحش آزادی بيان محسوب مي شود.


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
کوچه به کوچه

اول از نگاه جنسيتي مي گويم ازاينكه تنها زن در محل كارم هستم و هر وقت كه توي كارگاه مي روم بالاي سر كارگرها يا كار را رها مي كنند كه من كارشان را نبينم يا می مانند و

پشت سرم ادا درمي آورند يا مسخره ام مي كنند چون كار مردانست و من كه آنجا كار سه نفر را انجام مي دهم يك زنم گله نمي كنم چون كارم را دوست دارم و در اين بين  دو تااز كارگر هم هستند كه هميشه با بقيه فرق دارند . كوچه به كوچه ايي كه مي نويسم مربوط به يكي از همين دو كارگر است .

در سرويس برگشت نشسته بوديم و من برگه به دست داشتم از كمپين براي يكي از همكارها مي گفتم

يكي كه از كارگرها كه صداي ما را شنيده بود گفت : من هم مي توانم امضا كنم . گفتم : بله حتما !

گفت : آخه من يك دخترپنج ساله دارم كه خيلي نگران آينده اش هستم هميشه مي گن دختررفتنيه و اين پسر كه مي مونه اما من اين و قبول ندارم  پسر زن مي گيره مي ره پي زندگيش اما دختر دلسوزه

هميشه اين دختره كه سراغ پدر مادرش و ميگيره .

بغض تو گلوم گير كرده بود برگه را گرفتم و نگاه كردم تحصيلات : پنجم ابتدائي    شغل : كارگر

دلم مي خواست برگه را بگيرم دستم و نشان تمام دكتر مهندس هايي بدهم كه با غرور مي گفتند كه اين كارها فايده ايي ندارد و بي تفاوت از كنارش رد مي شدند .

نويسنده : روشنك

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
سرود کمپین

سروده ی نوشین احمدی خراسانی

 آهنگ و صدا : ستاره داورپناه

 

ای زن، تو ای همراهم

آزادگی، رویایم

با تو، کنار تو ، چو دریای خروشانم

رو در کوی و برزن

آگاهی پراکن

گو از حق انسان ها(2)

 

چون مادری پر طاقت

با شور و با شهامت

پی افکنیم زیباترین دنیای فردا را

رو در کوی و برزن

آگاهی پراکن

گو از حق انسان ها(2)

 

ای زن به پاخیز از نو

آزادی آید از تو

از همت و همبستگی آید جهانی نو

رو در کوی و برزن

آگاهی پراکن

گو از حق انسان ها(2)

 

 

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
کوچه به کوچه

از خانه كه بيرون آمدم پيش خودم تصميم گرفتم چند تا برگه اي كه توي كيفم گذاشتم پر كنم وبعد برگردم آخه به نظرم خيلي كند پيش مي رفتم چون فقط از دوستان وآشنايانم امضا گرفته بودم و امروز قرار بود براي اولين باربعد از كارگاه آموزشي بين مردم بروم و آنها را دعوت كنم امضا كنند كه حقوق مساوي داشته باشند . بايد اعتراف كنم اولش خيلي توذوقم خورد چون تا اسم كمپين يا قوانين تبعيض آميز را مي آوردم ديگه وقت نداشتند به حرف هايم گوش كنند حتي يك مورد وحشتناك داشتم كه گفت : قبول دارم . برگه را به دستش دادم و گفتم پس امضا مي كنيد گفت : نه چون قبول دارم كه زن نصف مرده ! و من شوكه شده از اين حرف گفتم : يعني چي ؟ گفت : چون مرد نان آور خانواده است بايد ديه كامل بگيرد . گفتم : پس آنجايي كه زن نان آور خانواده است چي ؟ گفت : اون ديگه استثناست و من هر چه گفتم او توجيح موجهي براي خود داشت . در نهايت يكي از دفترچه هاي كمپين را به او دادم و خواهش كردم كه حتما مطالعه اش كند . (آن كس كه نداند ونداند كه نداند در جهل مركب تا ابد و دهر بماند) از آنجايي كه نا اميدي در كمپين جايي نداره به راه افتادم و اين دفعه به يك آرايشگاه رفتم چون صاحب آرايشگاه نبود صبر كردم كه براي صحبت كردن با بقيه از ايشان اجازه بگيرم صاحب آرايشگاه خانم بسيار خوش رويي بود به دقت به حرفهاي من گوش داد و برگه ي امضا را گرفت امضا كرد وبه بقيه هم تاكيد مي كرد كه حتما امضا كنند موقع خداحافظي به من گفت كه دوست دارد يكي از داوطلبين براي جمع آوري امضا باشد چون اطلاعات كمي راجع به قوانين تبعيض آميز داشت از دفترچه هاي كمپين به ايشان دادم و قرار گذاشتم براي روز بعد براي آموزش چهره به چهره كه فكرمي كنم با آن صورت خندانش كار مشكلي نباشد.

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
رهایی
من چیستم

ذره ی کوچکی از گذشته ی خویش

من از گذشته ی خود باز آمده ام

تا جستجو کنم راه

آه

بند از دستانم

زنجیر از پایم باز کنید

بگذارید تا بروم

من نیازمند رهایی ام

آزادم کنید

می خواهم بگریزم از زمانه ی خویش

نیازمند اندیشه ام و راستی

راه را بر من باز کنید . 

 

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
فهرست اصلی
کمپینی ها
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات

حق چاپ برای وبلاگ کمپین یک میلیون امضا در اراک محفوظ و با ذکر منبع استفاده از مطالب و محتوای وبلاگ بلا مانع است